

مطلب عاشقانه
عکس عاشقانه
عارفانه
عکس زیبا
عکس گل
فرامایشاتی از ائمه و بزرگان
در مورد شاهرود
تبادل بنر با شما
درج لینک در لینکباکس وبلاگ
دعوت نامه کلوپ و جی میل و پرشین گیگ و پارسا اسپیس
معرفی بزرگان شاهرود
معرفی سایتهای جالب مرتبط با شاهرود
معرفی وبلاگ به موتورهای جستجو
نرم افزار کامپیوتر
نرم افزار موبایل
کلیپ موبایل
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
پيغام مدير :
ادرسهای دیگر وبلاگ
http:lover86.coo.ir
http://lover86.dom.ir
http://lover86.ir1.ir
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
ومهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوبارهبرای کبوترهایمان
دانه بریزیم بریزیم بریزیم
ومن ان روز را انتظار میکشم...
حتی روزی
که دیگر
نباشم.
بیا تا برات بگویم
چه اندازه تنهایی من بزرگ است
براي تبادل
لوگو ابتدا لوگوي ما را قرار دهيد،سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ماهم
همين کار را بکنيم.

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد.تبادل لینک،لوگو و بنر با کلیه وبلاگها و وبسایتها پذیرفته میشود.


میرزا عباس بسطامی متخلص به فروغی،فرزند اقا موسی بسطامی،از شاعران قرن ۱۳ هجری قمری است.او در سال ۱۲۱۳ ه.ق،در کربلا متولد شد وهمراه پدر به موطن اصلی خود(بسطام)امد ومدتی از دوران کودکی خود را در بسطام گذراند.فروغی بسطامی معاصر قا انی و از شاعران بسیار معروف عهد قاجار بود.فروغی در غزل از شیوه سعدی و حافظ پیروی میکرد.تعداد اشعار وی را تا ۲۰ هزار نوشته اند.فروغی در سن ۶۱ سالگی،در سال ۱۲۷۴ ه.ق،در تهران دارفانی را وداع گفت.
غزل زیر یکی از بهترین غزلیات اوست:
کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون امدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تورا
چشمم به صد مجاهده ائینه ساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در ائینه ی چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت برافکنم
خورشید کعبه،ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد ان دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یک جا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه،شاه صف آرا کنم تو را
شعرت ز نام شاه فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را
بر گرفته از کتاب (سیمای شاهرود بوستان کویر)
تألیف جعفر رعایتی(ابراهیمی)


من گیاهی ریشه در خویشم
من،سکون ابشاران بلورین زمستانم
من؛شکوه پرنیان روشن دریای خاموشم
من؛سرود تشنه بیمار خیزان بهارانم
مهر دوزخ تاب افسون سوز شب کوشم
مرغ زرین بال دریا راز مهتابم
چشمه سار نیلی خوابم

چنگ پنهان خیز توفانم
باد بیدار گل انگیزم
سایه ی سرودم که می بالد
نی چوپانم که می نالد
اهوی دشتم که می پوید
من؛گیاهی ریشه در خویشم
که در خورشید می روید.

:: چگونه؟......

"به نام تنهاترين معبود تنهايی"
اکنون که فاصله ها با تمام قدرتشان من و تو را از هم جدا کردند
چگونه حرفها ادای حق کنند؟
چگونه قلبها باور کنند تنها نيستند؟
چگونه ثانيه ها هدفمند بودنشان را باور کنند؟
چگونه قلبم باور کند آن دورها کسی دوستش دارد ؟
يا برای او می تپد؟
چگونه اميد دوباره بر روی وجود بی کسم خيمه بزند ؟
در حالی که لحظه هايم تمام از نا اميدی ميسرايد؟
چگونه باور کنم؟


عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زن
دگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن


عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز


عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود


عشق يعنی لايق مريم شدن
عشق يعنی با خدا همدم شدن
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی لذت يک آرزو
عشق يعنی يک بلای ماند گار
عشق يعنی هديه ای از آسمان
عشق يعنی يک صفای سازگار
:: گریه
نگاه ساکت باران به روی صورتم روزانه میلغزد
ولی یاران
نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه
می خندم
ولی اندر سکوتی تلخ می گریم......
:: بزن نی زن
بزن نی زن که بس دلگیرم امشب
خدا داند ز غم می میرم امشب
به جان آمد دلم زین زندگانی
فغان از جور و از بی همزبانی
بزن نی زن از این نالان ترم کن
بزن آتش به دل خاکسترم کن
بزن نی زن که دلتنگ از زبانم
بزن نی زن که رسوای جهانم
از این سازت مرا غمگین ترم کن
مرا آتش زن و خاکسترم کن
بزن نی زن که با من هم نوایی
تو هم می سوزی و هم درد مایی
تو هستی گریه هایم را بهانه
بخوان بار دگر از غم ترانه
کتاب درد و غم در سینه دارم
به خاک این دفتر غم می سپارم
:: در تنهایی من
برای تنهايی خودم:
آنها که از دور نگاه ميکنند می گويند:" تو چه کم داری؟ هيچ" و من باران
اشکهايم را در ابرچشمانم پنهان ميکنم
و با لبخند پوچی به نشانه تاييد سر تکان می دهم ....
اما خودم ميدانم که هر گاه درون خود را ميکاوم به يک غم بزرگ ميرسم...
و آن غم نبودن توست !!! من در کنار همه تو را کم دارم .
ای سپيدی بی انتهای محبت!!!
:: فریاد
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم انقدر نازک شده که با کوچکترین
تلنگری می شکند
می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم
که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با انروزهای شیرینم
عجین کرد
بغض کهنه ای گلویم را آزارد
نفرین به بودن وقتی با درد همراست
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
رقص 2ختر
عکس
یک دوربین مخفی خنده دار از یک کافی نت!
دانلود كليپ موبايل : چت بصورت خفن ! خودتون ببينيد
کلیپ زیبای وحید طالب لو
اموزش تغییر فونت گوشیهای سری 60
راه اندازی اولین پیام رسان الکترونیکی فارسی توسط محققان ایرانی
تبلیغات
معرفی وبلاگ به موتورهای جستجو
تسلیت شهادت خانم فاطمه زهرا(س)
شیخ ابو الحسن خرقانی
سایت اطلاعاتی 118
اب و هوای شاهرود
تبلیغات
معرفی سایت کسب درامد.